جلوی منجی باوری با الگوی غربی گرفته شود
20 بازدید
موضوع: امامت و مهدویت
مصاحبه کننده : فرشاد براتی
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : خبرگزاری اینده روشن
تعداد شرکت کننده : 0

یک پژوهشگر مهدوی:

جلوی منجی باوری با الگوی غربی گرفته شود

هویت واقعی مهدویت به چار‌چوب استاندارد‌های برخواسته از فرهنگ دینی بازگردانده شود

۲۲ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۱۶

مرجع : خبرگزاری آينده روشن

گزارشگر : فرشاد براتی کهریز سنگی

امیر محسن عرفان از پژوهشگران برجسته مهدوی معتقد است در زمینه سازی ظهور نباید منجی باوری بر مبنای الگوی غرب در میان جوامع مسلمان باب شود.

اشاره: هنر در عصر حاضر به عنوان یکی از مهمترین ابزار ارتباطی در دست بشر به شمار می آید؛ زیرا کلیه فعالیت های روزمره بشر امروزی به نوعی با هنر در ارتباط است و می توان گفت که هر گونه ارتباط انسان ها با دیگران به وسیله هنر است.
این هنر را می توان در زمینه های مختلف جستجو کرد، از جمله این موارد می توان به هنر برقراری ارتباط، رسانه و هنر های مربوط به رسانه از جمله سینما، تئاتر، شعر و داستان و هزاران زمینه هنری دیگر اشاره کرد.
با این وجود یکی از مهمترین مسایلی که در ارتباط با هنر مهم است‌، نحوه استفاده از آن است، از هنر می توان به عنوان یکی از بهترین ابزارها برای انتقال پیام به دیگران و تاثیرگذاری در آنها استفاده کرد و در عین حال از همان هنر می توان به عنوان یکی از مخرب ترین ابزار ارتباطی برای نابودی فرهنگ های مختلف بهره برد.
مهمترین مقوله ای که در این زمینه به چشم می خورد و سالهاست که نسبت به آن هشدار داده می شود، تهاجم فرهنگی است، تهاجم فرهنگی خود نمونه بارز استفاده از هنر در جهت تخریب فرهنگ های مختلف است که در عصر حاضر در ایران به عنوان نابودی اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم و مذهب شیعه استفاده می شود.
در مقابل آن، استفاده از هنر به عنوان یک ابزار برای انتقال مفاهیم اساسی و اصلی دین مبین اسلام هم کاری است که امروزه بخصوص در ایران در جهت استفاده مفید از هنر انجام می پذیرد.
منجی موعود و آخر الزمان یکی از مهمترین مقوله هایی است که هنر امروزی پیرامون آن می گردد و به ایفای نقش می پردازد، این زمینه اعتقادی مسئله ای است که متاسفانه تا به الان در زمینه تبلیغ مفاهیم اصلی آن بهره ای از هنر به صورتی که باید و شاید برده نشده است، اما همین زمینه الان در غرب به عنوان یک موضوع خاص تحت عنوان آخر الزمان غرب خصوصا در سینمای هالیوودی نمود پیدا کرده است.
سالهای سال است که در غرب با توجه به احساس خطری که بوجود آمده نسبت به آخر الزمان و ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سینمای آخر الزمان غرب بوجود آمده و آنها به این وسیله سعی در منحرف کردن جریان آخر الزمان مطابق باورهای شیعه اثنی عشری دارند.
یکی از مهمترین فعالیت هایی که نیاز آن به شدت احساس می شود و باید به صورت کامل و جامع مورد بررسی و استفاده توسط اندیشمندان و علمای مسلمان قرار گیرد، استفاده از هنر در جهت ترویج اهداف فرهنگ مهدویت و مقابله با سینمای آخر الزمان است.
دبیرخانه همایش بین المللی دکترین مهدویت هم که هر سال با موضوعی خاص و با توجه به نیاز جامعه و شرایط موجود موضوع تخصصی در ارتباط با فرهنگ سازی و زمینه سازی ظهور اقدام به جذب مقالات پژوهشگران و اندیشمندان این حوزه از سراسر جهان می کند، موضوع هشتمین دوره این همایش ها را در همین رابطه و با عنوان "هنر زمینه ساز" قرار داده است.
در این راستا خبرنگار بخش اندیشه آینده روشن،‌ در گفتگویی با منتخب هفتمین دوره این همایش، سعی در بررسی چگونگی استفاده از هنر در زمینه سازی ظهور کرده است.
در ذیل متن کامل مصاحبه با امیر محسن عرفان نویسنده مقاله برگزیده هفتمین همایش بین المللی دکترین مهدویت با عنوان "رسانه و آموزة مهدویّت (نسبت‏ سنجی، بیان رسالت و آسیب‏ شناسی)" را مرور می کنیم.

نقش جهان بینی اسلام در شکل گیری هنر اسلامی به چه نحو بوده است؟
هنرحقیقی از جنس ارزش های الهی است و گاه با حقیقت الهی پیوند می خورند و از جنس ماندگاری، پیوستگی و استمرار می شوند و گاه صرفاً «عجیب بودن»، «خیره کننده بودن» و «متفات بودن» آنها را برای دوره ای از تاریخ مهم می کند و بعد تبدیل به آلبوم «تصویر هنری» می شوند.
تمدن اسلامی، رکورددار حضور مستمر و مقتدر در عرصة اجتماعی است. برای متجاوز از دوازده قرن ثغور این تمدن، خالی از یک نیروی مقتدر سیاسی که دعوای مشروعیت اسلامی داشته نبوده است و این در مورد هیچ دین، آیین و نظام حقوقی دیگر سابقه ندارد؛ قرن های متوالی، در درون سرزمین های پهناور، حکومت های نیرومندی خود را ملزم دیده اند به نام اسلام برمردم حکومت کنند. حکومت هایی که رفتار تاریخی آنها نشان می دهد که در جهان بینی اسلامی و در اعتقاد راسخ مردم در دین خود چیزی دیده اند که ناگزیر از گردن نهادن به آن دین هستند.
این، چه سنخ جهان بینی بوده است که توانسته چنین نیروی حیاتی نیرومندی در مؤمنان خویش بیافریند؟ و به سرعت، حتی مهاجمان به خود را پس از درآوردن به آیین خویش، به پرچمداران راسخ خود تبدیل کند. ملت این تمدن در پی احیای عظمت خویش بوده اند و هنوز از پای ننشسته اند. چه چیز، این ملت را این چنین پا برجای نگاه داشته است؟
اسلام، نسق و شیوه اصولی هنری را ساخت که متجاوز از هزار و چهارصد سال نزد جمعی از هوشمندترین مردم تاریخ، یعنی مردم خاورمیانه و بین النهرین،هر روز آزموده شده است.این، اولین دلیل خط تمدنی است که اسلام ساخته است.دلیلی که نه فقط برای خود باورمندان به اسلام، بلکه برای هر کسی می تواند شایسته توجه باشد. اینکه یک نظام نظری مدون، با اصول مشخص و با متونی مفصل بتواند نزد جمعیتی در حیطه جغرافیایی وسیع و در متن حوادث بنیان افکن تمدنی جهان، این چنین پابرجای بماند، هر تحلیل گر علوم انسانی را وامی دارد تا اهمیت آن را دست کم نگیرد.
اسلام نظام فکری را بنا کرد که از پس این همه آزمون هوشمندانه بر آمده است.در این میدان، هیچ دستگاه نظری فلسفی، علمی، ایدیولوژیک و دینی دیگر، توان رقابت با آن را ندارد.این دلیل، هم برای ما که ساکن این حوزه تمدنی هستیم، مهم است و هم برای دیگرانی که در این میدان نیستند. این مسأله مهم است. یک جهان بینی با یک سازه نظری پر و پیمان و مدون، که مردم بسیاری را طی زمان های طولانی راهنمایی کرده است، باید به قدر کافی توانمند باشد که بتواند ما را در رسالت سترگی که در بازسازی تمدن در پیش داریم کمک کند.

مهم ترین ضرورت های اتخاذ رویکرد هنری به آموزه های اسلامی و مهدوی در چیست؟
مهم ترین ضرورت های اتخاذ رویکرد هنری به آموزه های اسلام عبارتند از:
۱.تلفیق هنر و آموزه های دینی ظرفیت بی بدیلی است برای سنجش کارآمدی نظام های اندیشه ای.
۲.خیزش تمدنی مسلمانان در دوران معاصر و ضرورت همپایی یک مسلمان با شرایط زیست محیطی امت اسلامی
۳. امروزه فرهنگی که به سمت تمدن سازی حرکت نکنند، قابلیت جامعه سازی خود را از دست خواهد داد و بدون تردید به لایه های درونی و فردی فروکاسته خواهد شد. تمدن اسلامی نیازمند بازشناسی حیات پیشینی و احیاء و بازتولید ساختارهای نو و پسینی است.
۴. تلفیق هنر و دین در روزگار کنونی ضرورتی دو چندان دارد، چرا که با پرسش ها و چالش های روزافزونی روبرو است؛ زیرا که روزگار کنونی ما، روزگار ظهور و بروز سیطرة تمدن غرب است. سردمداران این تمدن ادعای برتری فرهنگی، تکنولوژیکی، اقتصادی، سیاسی و نظامی بر دیگر تمدن های موجود داشته و همگان را به ادغام در این تمدن فرا می خوانند.

مهم ترین کارکردهای پیوند هنر و آموزه مهدویت چیست؟
- جلوگیری از آثار مخرب فرهنگی حاصل از به‌کار‌گیری منجی باوری مبتنی بر الگوی غربی.
- بازگرداندن هویت واقعی مهدویت به چار‌چوب استاندارد‌های برخواسته از فرهنگ دینی.
- افزایش سهم حضور مطالعات مهدوی در عرصۀ بین‌الملل، با بازشناسی ساز‌و‌کارهای آن.
- حفظ و صیانت از اندیشۀ مهدویت در عرصۀ ملی، منطقه‌ای و جهانی.
- تغییر قانون و مقررات ملی در راستای حضور هر‌چه بیشتر فرهنگ دینی در عرصه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی.
- کسب موقعیت برتر در منجی‌باوری.
- به‌کار‌گیری نیروهای کارآمد در حوزۀ مطالعات مهدوی.
- تأثیر‌گذاری بر افکار به جای کنترل نتایج.
- ستردن غبار مهجوریت از سیمای مهدویت در عرصة فهم و باور.
- تجهیز مهدی باوران در جهت رویارویی با تهدید های ایدیولوژیک از سوی ادیان و مکتب های رقیب.
- اصلاح و به هنجار کردن انحراف و انحطاط ظاهر شده در رویکرد به آموزه مهدویت
- کاهش اثر‌گذاری بحران‌های ملی براندیشۀ مهدوی
- بازگرداندن هویت واقعی اندیشه مهدویت به چار‌چوب استاندارد‌های برخواسته از فرهنگ دینی.به این معنا که اثربخشی آموزه مهدویت بدون استفاده از قالب های هنری ناقص و ناتمام است. اگرچه آموزه مهدویت خاستگاهی وحیانی دارد اما برای قرار گرفتن آن در چارچوب زندگی بشری و برداشت های عقلانی و فلسفی نیازمند فلسفه نظری تاریخ می باشیم.

مهم ترین هدف هنر زمینه ساز چه می باشد؟
«بازپیرایی معارف مهدویت» مهم ترین هدف هنر زمینه ساز می باشد. استفاده از گفتار عاری از ابهام، ایهام و غموض شرط لازم آگاهیدن مردم از حقایق و رسوخ دادن باورهای مهدوی به ذهن و ضمیر آنان سود جستن از گفتاری است که حتی المقدور از ابهام، ایهام و غموض پاک و پیراسته باشد.
یک اندیشمند و پژوهش گر در حوزة مطالعات دین، در عین حفظ اصالت و عمق هر رأی و فکر، می تواند آن را به واضح ترین صورت ممکن، یعنی با نزدیک ترین بیان به مرتبة فهم تودة مردم، به مخاطبان خود انتقال دهد.
اگر دو یا چند پزشک بر سر بالین بیماری به زبانی چنان فنّی و تخصصی سخن بگویند که خود بیمار کلمه ای از آن را فهم نکند باکی نیست، زیرا، به هرحال حاصل این تبادل نظرها توصیه دارو و درمانی است که، بدون اینکه بیمار اندک آگاهی ای از چند و چون آن داشته باشد، تأثیر خود را بر بدن بیمار خواهد داشت.
اما اگر تودة مردم از گفته ها و نوشته های اندیشمندان جامعه چیزی سر در نیاورند تشخیص ها و درمان های آنان مسأله ای را حل و مشکلی را رفع نخواهد کرد. زیرا، در این جا تأثیر دارو و درمان متوقف بر اطلاع و فهم کسانی است که دارو و درمان برایشان توصیه می شود.
انديشه آدمي هر قدر كه بلند باشد، اگر در قالب ساختاري مناسب به گفتار يا نوشتار تبديل نشود، مخاطب را آگاهي لازم نمي‌بخشد.
از اين روست كه قرآن كريم در اوج فصاحت و بلاغت قرار دارد و به اين جهت است كه حضرت اميرعلیه السلام را امير سخن مي‌ناميم. يعني شخصيتي كه افكار بلند و نغز خود را مي‌توانست در بهترين قالب گفتار منتقل كند.
از سويي ديگر توجه به اصل رسايي در بيان مقصود، مهم‌ترين اصلي است كه بايد در اين زمينه مورد تأكيد قرار گيرد.

مهم ترین رسالت هنر زمینه ساز چیست؟
تشکیل «جامعه منتظر قبل از ظهور» مهم ترین رسالت هنر زمینه ساز است. و مهم ترین شاخصه جامعه منتظِر قبل از ظهور«بلوغ اجتماعی» می باشد.
شاخصه های بلوغ اجتماعی عبارتند از: رغبت اجتماعی؛ به معنای میل، اعتقاد و باور قلبی انسان ها به دولت کریمه مهدوی، شکایت اجتماعی؛ یعنی اعتراض و شکایت انسان ها به درگاه الهی به جهت غیبت رهبر و سرپرست آنها و به عبارتی دیگر شکایت از وضعیت موجود به درگاه الهی و استعانت اجتماعی؛ به معنای درخواست گشایش و فتح سریع از خداوند متعال، جامعه منتظِر قبل از ظهور وضعیت مطلوبی است که بشر اگر به آن برسد حجت الهی را درک خواهد کرد.
این جامعه منتظِر قبل از ظهور دارای ویژگی هایی در بینش، سلوک فردی و رفتاری و ارزش های اجتماعی است که این مختصر فرصت کاوش پیرامون آن را به ما نمی دهد.
اما تحقق ارزش‌ها و رفتارهای متعالی اسلام در جامعۀ منتظر قبل از ظهور،جامعه را تعالی‌جو،تحوّل طلب،ومهیای ظهور بار می‌آورد؛ مجموعۀ آموزه‌ها و اندیشه‌های اسلامی،انگیزۀ تحول آفرینی قوی و گسترده‌ای در فرد مسلمان ایجاد می‌کند و او را به سوی اصلاح عمیق و بنیادی و همه جانبۀ خود و جامعه سوق می‌دهد، این ویژگی اسلام به‌شمار می‌آید.

هنر موعودگرای غرب چه اهدافی را در مهدویت ستیزی دنبال می کند؟
بحران‌ها و چالش‌هايي كه آموزة مهدويت با آن‌ها دست و پنجه نرم كرده، چندان كم نيستند. ماهيت آموزة مهدويت به گونه‌اي است كه حقد و كينه دشمنان را برمي انگيزد و آنان از هر فرصتي براي ضربه زدن به اين آموزه بهره مي‌برند.
بديهي است كه انتظار فرج براي دشمنان اسلام و كساني كه آزادي و آزادگي بشر را نشانه گرفته اند، مقوله‌اي است كه بايد با آن بستيزند و طبيعي است كه با افزودن پندارهاي نادرست بر اين آموزه، فرصتي بيابند تا اين پديدة متعالي را قطعه قطعه و بشريت را از چنگ زدن به حبل متين آن محروم كنند.
دشمن شناسي از جمله محرك‌هاي تاريخ است، هر شخص يا مكتب و ملتي روزي كه احساس خطر كند، به انگيزة دفاع از حيات و هستي خود قيام خواهد كرد، عرصة مهدویت نيز مشمول اين سنّت است؛ واقعيت اين است كه برخي اندیشمندان ما هنوز تهديدهاي رسانه‌اي و فكري نوظهور عليه آموزة مهدويت را درك نكرده اند، اينان اگر دريابند كه آموزه‌ها و باورهاي مهدوي تا چه اندازه در معرض تهديدهاي گوناگون است چنين بي تفاوت نخواهند نشست.
عمده فعاليت‌هاي مهدويت ستيزي در قالب راهبرد اسلام هراسي (Islamophobia) صورت مي‌گيرد. اصطلاح (Islamphobia) از دو كلمة اسلام «Islam» و كلمه فوبيا «phobia» به معناي ترس يا بيزاري نامعقول از چيزي تشكيل يافته است.
آن چه مهم است بررسي راهبردهاي دشمنان مهدویت در تصويرسازي از مهدويت دنبال شده است.
به طور كلّي آنان دائماً تلاش مي‌كنند تا ساختار ايدئولوژيكي جامعه‌اي را كه در آن فعاليت مي‌كنند شكل بدهند و تحت تأثير قرار دهند. بنابراين اسلام ستیزان به جاي آنكه به صورت منفعل به توصيف آموزة مهدويت بپردازند، فعالانه و بر اساس گرايش‌هاي ايدئولوژيك خود و منافع صاحبان قدرت دست به بازسازي مجدد آن‌ها مي‌زنند.مهم‌ترين اهداف مهدويت ستيزي عبارتند از:

۱. ترديد آفريني در آموزة مهدويت: در جنگ نرم، ايجاد ترديد و بدبيني نسبت به بسياري از مسايل يك اصل و قاعده است و آموزة مهدويت از اين قاعده مستثنا نيست. حركت در اين جنگ، با تكيه بر سنّت‌ها و لكن با نوپردازي به صورت ظريف و آرام، در باورها و اعتقادات اساسي ايجاد مي‌شود. و به مرور بر دامنة اين ترديدها افزوده شده تا در نهايت به ايجاد تغييرات اساسي در باورها و ارزش‌ها دست يابد.

۲. تمركز بر آسيب‌هاي گرايش به آموزة مهدويت: دشمنان با شناسايي نقاط آسيب زا در رويكرد به اين آموزه در جامعه مي‌كوشند تا فعاليت‌هاي خود را سامان داده و با ايجاد آسيب‌هاي جديد، بر دامنة تحركات خود بيافزايند، و از سويي ديگر مي‌كوشند از احساسات جامعة هدف نهايت استفاده صورت گيرد. و از آن به عنوان پلي براي نفوذ در افكار و انديشه‌ها براي ايجاد تغيير و دگرگوني در باورها استفاده شود.

۳. قداست زدايي: رسانه‌هاي غربي با ايجاد شبهة نظري نسبت به عصمت امامان معصوم علیهم السلام، طول عمر حضرت مهدی علیه السلام و زميني جلوه دادن امامت در صدد قداست زدايي از اين آموزه هستند.

۴. چهره سازي: چهره سازي از عناصر مهدوي و شبهه زا در اين عرصه به منظور موج سازي و جريان سازي صورت مي‌گيرد.
بزرگ كردن اختلافات مذهبي در باورداشت مهدويت و نگاه مطلق انگارانه به معتقدات مذهبي موجب نهادينه شدن انگاره‌هاي تنگ نظرانه و چالش گر شوند، و در نهايت مانع اثر بخشي اين آموزه شوند. اين در حالي است كه آموزة مهدويت به دليل فطري بودن نجات باوري و اصالت اسلامي، يكي از نيرومندترين عوامل ايجاد نظم و ثبات در ابعاد گوناگون روابط اجتماعي و سياسي در مقياس ملي و فراملي است.

۵. ارايه تصويري ناصحيح از آموزة مهدويت

۶. كنترل باورها در عرصة موعود باور

۷. جايگزيني: در اين راهبرد، عملكرد و يا روش‌هاي به كار گرفته شده توسط برخي از بازيگران مسلمان به جاي اصول و مباني اسلامي به جامعة مخاطب عرضه مي‌شود. از اين طريق حساسيت منفي نسبت به آموزة مهدويت تشديد مي‌گردد.

آدرس اینترنتی